واژه «لباسات» در زبان عربی و متون کهن فارسی، در اصل جمع واژه «لباس» است، اما در کاربردهای ادبی و معنوی، تنها به معنای پوشش ظاهری به کار نرفته و مفاهیم کنایی و اخلاقی نیز پیدا کرده است. در بسیاری از متون کلاسیک، این واژه به صورت استعاری برای اشاره به تملق، چاپلوسی و سخنان فریبنده استفاده شده است که ظاهر زیبا اما باطن نادرست دارند. در این معنا، لباسات به رفتارهایی گفته میشود که در آن فرد با سخن یا عمل، حقیقت را پنهان کرده و با نرمی و ظاهرسازی سعی در فریب دیگران دارد. همچنین در برخی منابع، این واژه به معنای مکر، حیله و دورویی نیز آمده است که نشاندهنده جنبه منفی و ناپسند آن در اخلاق اجتماعی است. شاعران و نویسندگان قدیم از این واژه برای نکوهش کسانی استفاده کردهاند که با ظاهر آراسته و سخنان خوشایند، قصد فریب دیگران را داشتهاند. در این کاربرد، لباسات در برابر صداقت و راستی قرار میگیرد و نمادی از رفتارهای غیرصادقانه محسوب میشود. این واژه در ادبیات اخلاقی برای هشدار نسبت به فریبکاری و دورویی به کار رفته و بار معنایی منفی دارد. از نظر زبانی، این معنا توسعهیافتهای از مفهوم اصلی «لباس» است که از پوشاندن ظاهر به پوشاندن حقیقت و نیت انسان منتقل شده است. در مجموع، «لباسات» در متون کهن علاوه بر معنای لغوی، به معنای مکر، حیله، تملق و رفتارهای فریبنده نیز به کار میرود و برای بیان نقد اخلاقی در ادبیات فارسی استفاده شده است.
لباسات
لغت نامه دهخدا
لباسات. [ ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِ لباس. || کنایه از تملق و چاپلوسی است. ( غیاث ):
سخن آموز که تا پند نگیری ز سخن
پند را باز ندانی ز لباسات و فریب.ناصرخسرو. || مکر و تزویر و خدعه و دوروئی:
شاها ز تو غوری بلباسات بجست
ماننده جوژه از کف خات بجست
از اسب پیاده گشت و رخ پنهان کرد
پیلان بتو شاه داد و از مات بجست.فردوس مطربه ( از تاریخ جهانگشای جوینی ).
فرهنگ معین
(لِ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - مکر، حیله. ۲ - تملق، چاپلوسی.
فرهنگ عمید
مکر، حیله، حیله گری ها: سخن آموز که تا پند نگیری ز سخن / پند را باز ندانی ز لباسات و فریب (ناصرخسرو: ۵۲۱ ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- مکر حیله: سخن آموز که تا پند نگیری ز سخن پند را باز ندانی ز لباسات و فریب. ( ناصر خسرو. ۲ ) ۴۲- تملق چاپلوسی.
ویکی واژه
مکر، حیله.
تملق، چاپلوسی.
جمله سازی با لباسات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای سوز نیک چون پسر خواجه کلاخی با زرق و لباسات و فسون و در ودوزی
💡 جیوب لباسات همچون مشارق چو اذیال کآمد بپوشش مغارب
💡 دست به هم بر زد و ناگه به شوق زآن همه شب دوش لباسات کرد
💡 زمانی با غریبان نرد بازم زمانی گرد سازم با لباسات