لغت نامه دهخدا
قورت دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، فروبردن. بلعیدن. رجوع به قورت شود.
قورت دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، فروبردن. بلعیدن. رجوع به قورت شود.
(دَ ) (مص م. )بلعیدن.
( مصدر ) بلعیدن بلع کردن ٠ یا قورت دادن آب دهان ٠ فرو بردن بزاق ٠
در تداول فرو بردن بلعیدن
deglutire
بلعیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمیزش جنسی دهانی یک فعالیت جنسی است که شامل تحریک اندام تناسلی یک فرد توسط شخص دیگری با استفاده از دهان یا حلق میشود و ممکن است به انواع مختلفی انجام شود. در حین نشستن چهره، گیرنده روی صورت فرد مینشیند و با اندام تناسلی خود به داخل آن فشار میآورد. رابطه جنسی دهانی میتواند توسط هر دو طرف بهطور همزمان، در وضعیت به اصطلاح «شصت و نه»، نیز انجام شود. تف کردن/یا قورت دادن مایعات انزالی یا دادن گردنبند مروارید ممکن است باعث تحریکات جنسی متفاوت شود. خودفرجلیسی نیز یک نوع نادر اما قابل انجام است. خودفرجلیسی ممکن است برای زنانی با ستون فقرات بسیار انعطافپذیر امکانپذیر باشد.