لغت نامه دهخدا
قلاچ. [ ق ُل ْ لا ] ( ترکی، اِ ) برجستن اسب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جستن اسب و راه جسته جسته رفتن آن. ( آنندراج از فرهنگ وصاف ).
قلاچ. [ ق ُل ْ لا ] ( ترکی، اِ ) برجستن اسب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جستن اسب و راه جسته جسته رفتن آن. ( آنندراج از فرهنگ وصاف ).
(قُ لّ ) [ تر. ] (اِ. ) جستن اسب و راه جسته جسته رفتن آن.
( اسم ) جستن اسب و راه جسته جسته رفتن آن.
جستن اسب و راه جسته جسته رفتن آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم روستا کرد زبان هستند و گویش آنها کردی سورانی است و نام روستا در اصل قلاچرمو است که معنی آن در لغت فارسی سفید قلعه ترجمه میشود.