نتقنا
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی نَتَقْنَا: کـَندیم - بیرون کشیدیم - ریشه کن کردیم(کلمه "نتق" بمعنای از ریشه کشیدن و بیرون کردن است)
ریشه کلمه:
نتق (۱ بار)
«نَتَقْنَا» از مادّه «نَتْق» (بر وزن قَلْع) در اصل، به معنای کندن چیزی از جایش و به سوی دیگری پرتاب کردن است، به زنانی که زیاد فرزند می آورند نیز «ناتق» می گویند; زیرا به آسانی فرزند را از محیط رحم جدا کرده و به خارج می گذارند.
کندن چیزی از ریشهاش. چنانکه در مجمع از ابوعبیده نقل شده، به قولی در اصل به معنی رفع و بلند کردن است، به زن ناتق گویند که فرزندان خویش را بلند میکند و به قول بعضی اصل آن جذب است ولی رفع مورد تصدیق قرآن است زیرا گاهی در مورد نتق «رفع» بکار رفته چنانکه خواهد آمد. آنگاه که کوه را بالای آنها بلند کردیم گویی سایبان است، گمان کردند که بر آنها خواهد افتاد، گفتیم: آنچه را که از احکام و کتاب دادهایم جدی بگیرید... از این آیه روشن میشود که از جمله معجزات موسی «علیهالسلام»آن بود که کوه بالای سر بنی اسرائیل قرار گرفت و همچون سایبان بر آنها سایه افکند تا بوسیله دیدن آن معجزه دردین خویش عامل و راسخ باشند نظیر این است آیه.. ایضا. در المنار ذیل آیه 63 بقره از محمد عبده نقل میکند: که او در تفسیر آیه از مفسران پیروی کرد و قبول نمود که آن معجزهای بوده از معجزات موسی «علیهالسلام». ولی معلوم نیست رشیدرضا چرا در این آیه و آیه «نَتَفْنَا الْجَبَلَ» از حمل بظاهر ترسیده و احتمال داده که کوه زلزله کرده و خیال کردهاند که به سرشان خواهد افتاد و گفته سایبان بلند شده باشد بلکه اگر در کنار کوه باشند نیز سایه آنها را احاطه کرده و سایبان صدق خواهد نمود. به نظر میآید از غربیها ترسیده باشد حال آنکه در بنی اسرائیل اینگونه چیزها کم نبوده از قبیل مارشدن عصا، شکافتن دریا، شکافتن سنگ و غیره. ناگفته نماند: ظهور آیه که چهار بار در آیات مکرر شده است نشان میدهد که بالارفتن کوه برای اجبار به ایمان نبوده بلکه برای نشان دادن عظمت و قدرت خدا و تشویق آنها به ایمان و عمل بوده استوگرنه با آیه. جور نخواهد آمد و ادعای آنکه نفی اکراه فقط در اسلام است قابل قبول نیست. این لفظ تنها یکبار در قرآن مجید بکار رفته است.
جمله سازی با نتقنا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در تفسير قمى در معناى (و اذ نتقنا الجبل...) گفته است: امام صادق (عليه السلام )فرموده: وقتى تورات بر بنى اسرائيل نازل شد بنىاسرائيل زير بار آن نرفتند، خداوند كوه طور را از جاى كند و بر بالاى سرشاننگهداشت و فرمود: اگر قبول نكنيد كوه را بر سرتان مى كوبم، بنىاسرائيل در حالى كه سرهايشان را از ترس دزديده بودند ناگزير تورات راپذيرفتند.
💡 و إ ذ نتقنا الجبل فوقهم كانه ظلة و ظنوا اءنه واقع بهم خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا مافيه لعلكم تتقون (171)
💡 اين آيه آخرين آيه اى است كه در اين سوره پيرامون زندگى بنىاسرائيل سخن ميگويد و در آن سرگذشت ديگرى را به جمعيت يهود يادآورى مى كند،سرگذشتى كه هم درس عبرت است و هم دليل بر سپردن يك پيمان ميگويد: به خاطربياوريد هنگامى كه كوه را بالاى سر آنها قرار داديم، آنچنان كه گوئى سايبانى برسر آنها بود (و اذ نتقنا الجبل فوقهم كانه ظلة
💡 با تجلّى خود كوه را متلاشى مى سازد: فلمّا تجلّى ربّه للجبلجعله دكّاً(188). چنين قادرى مى تواند كوه رااز جا بركند و آن را بر بالاى سر بنى اسرائيل نگاه دارد: وإ ذ نتقنا الجبل فوقهم كاءنّه ظلّة و ظنّوا اءنّه واقع بهم خذوا ما ءاتيناكم بقوّة و اذكروا ما فيه لعلّكم تتقون (189).