قلائد

لغت نامه دهخدا

قلائد. [ ق َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ قلادة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قلادة شود.
- ام القلائد؛ میانکک زرین در گردن بند. ( مهذب الاسماء ).
- قلائدالخیل؛ کنایه از بزرگواران. گویند: نساء بنی فلان قلائدالخیل؛ ای هن کرام، زیرا جز اسب پیشرو نجیب را قلاده به گردن ننهند. ( اقرب الموارد ).
- قلائدالشعر؛ باقیمانده از شعر بر زمانه. ( منتهی الارب ).اشعاری که بر روزگار بماند و به خاطر نفاستی که داردهمواره محفوظ باشد و فراموش نگردد. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(قَ ئِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ قلاده.

فرهنگ فارسی

قلاده گردن بند ها گلوبندها: و فراید قلاید رشید الدین و طواط که گوش و گردن آفاق بدان متحلی است...

ویکی واژه

جِ قلاده.

جمله سازی با قلائد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست روزگار بتاراج تاج اشجار و دواج مرغزار دراز می گشت و جناح چنار درهر جویبار بی برگ و ساز می شد، قلائد و فرائد عروسان چمن از گردنها میگسست و در دامن ایشان توده می کرد و زنگار خالص و شنگرف بآب و زعفران ستوده

💡 کارهای وی که بیشتر ادبی و تاریخی است، عبارتند از: صبح الاعشی، «نهایة الارب فی معرفة انساب العرب»، «مآثر الانافة»، «حلیة الفضل و زینة الکرم فی المفاخرة بین السیف و القلم» و «قلائد الجمان فی التعریف بقبایل عرب الزمان».

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز