لغت نامه دهخدا
قسمی. [ ق ِ ] ( اِخ ) اسمش قاسم بیک خلف عباس بیک از امیرزادگان افشار است. رجوع به قاسم بیک شود.
قسمی. [ ق ِ ] ( اِخ ) اسمش قاسم بیک خلف عباس بیک از امیرزادگان افشار است. رجوع به قاسم بیک شود.
اسمش قاسم بیک خلف عباس بیک از امیرزادگان افشار است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سخنان ارسطو: سعادت سه قسم است: قسمی درجان است یعنی حکمت، عفت و شجاعت. قسمی در جسم است یعنی صحت، زیبائی و قدرت. قسمی خارج از جان و تن یعنی مال، جاه و نسب.
💡 یا سایلی عن قصتی العشق قسمی حصتی و السکر افنی غصتی یا حبذا لی حبذا
💡 قناعتم چقدر دستگاه نعمت داشت که سیرم از همه عالم بخوردن قسمی
💡 یاران مزهٔ عبرت از این مائده بردند در نان و نمکها قسمی بود که خوردند
💡 در منع بدکنشان هم شیوهٔ خردی در دفعکجمنشان همپیشهٔ قسمی