قبولاندن
قبولاندن به معنای راضی کردن یا متقاعد کردن کسی برای پذیرفتن یک نظر، تصمیم یا پیشنهاد است. این واژه در زبان فارسی معمولاً زمانی به کار میرود که فردی تلاش میکند تا دیگری را قانع کند یا به پذیرش چیزی وادار نماید. قبولاندن ممکن است از طریق توضیح، استدلال، ارائه شواهد یا گاهی حتی با فشار و اجبار انجام شود، اما معمولاً بار معنایی آن به قانع کردن و توجیه کردن نزدیک است.
در زندگی روزمره، این مفهوم نقش مهمی در ارتباطات انسانی دارد. از والدین و معلمان گرفته تا مدیران و سیاستمداران، همه برای رسیدن به اهداف خود نیازمند توانایی قبولاندن هستند. مهارت در این زمینه شامل شناخت مخاطب، ارائه دلایل منطقی، توجه به احساسات و نیازهای طرف مقابل و ایجاد اعتماد است. فردی که بتواند نظر خود را بهخوبی قبولاند، معمولاً در روابط اجتماعی و حرفهای موفقتر خواهد بود.
در ادبیات و متون نوشتاری نیز مفهوم قبولاندن دیده میشود. نویسندگان و سخنوران با استفاده از استدلال، مثال، قصه و تصویرسازی سعی میکنند خواننده یا شنونده را با دیدگاه خود همراه کنند. بنابراین، این عمل نه تنها یک مهارت اجتماعی، بلکه یک ابزار مهم در ارتباط، آموزش، تبلیغ و هنر بیان نیز محسوب میشود و نقش تعیینکنندهای در تأثیرگذاری بر دیگران دارد.
مترادفها
متقاعد کردن، قانع کردن، پذیراندن
متضادها
رد کردن، نپذیراندن
فرهنگ معین
(قَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) = قبولانیدن: مورد قبول قرار دادن، مورد پذیرش قرار دادن.
فرهنگ عمید
وادار به قبول کردن، کسی را به پذیرفتن امری یا چیزی وادار ساختن.
فرهنگ فارسی
قبولانیدن: واداربه قبول کردن، کسی رابه پذیرفتن امری یاچیزی وادارساختن
( مصدر ) مورد قبول قرار دادن قبول کردن کنانیدن.
ویکی واژه
قبولانیدن: مورد قبول قرار دادن، مورد پذیرش قرار دادن.
جمله سازی با قبولاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفته میشود که نادرشاه افشار در تلاش بوده است تا مذهب تشیع(تشیع دوازدهامامی) را الغا کرده و به جای آن با ابداع مذهب جعفری(تشیع جعفری) آن را به عنوان یکی از مذاهب اهل سنت بشناساند، و نیز او سعی در قبولاندن این اعتقاد بر عثمانیها داشت و میخواست تا آنان این گروه را به عنوان یکی از مذاهب خودشان بشناسند.