لغت نامه دهخدا
قاقم عارض. [ ق ُ رِ ] ( ص مرکب ) سپیدرو و زیبا:
ترک بلغاری است قاقم عارض و قندزمژه
من که باشم تا کمان او کشد بازوی من.خاقانی.
قاقم عارض. [ ق ُ رِ ] ( ص مرکب ) سپیدرو و زیبا:
ترک بلغاری است قاقم عارض و قندزمژه
من که باشم تا کمان او کشد بازوی من.خاقانی.
( صفت ) سپیدروی زیبا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترک بلغاری است قاقم عارض و قندز مژه من که باشم تا کمان او کشد بازوی من