فرهنگ معین
( قاعدتاً ) (عِ دَ تَ نْ ) [ ع. قاعدةً ] (ق. ) ۱ - بر طبق قاعده، اصلاً، اساساً. ۲ - طبق معمول، معمولاً.
( قاعدتاً ) (عِ دَ تَ نْ ) [ ع. قاعدةً ] (ق. ) ۱ - بر طبق قاعده، اصلاً، اساساً. ۲ - طبق معمول، معمولاً.
قاعدةً
بر طبق قاعده، اصلاً، اساساً.
طبق معمول، معمولاً.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میتوان از آسمانخراش برای مخابرات استفاده کرد. اما آسمانخراشهای مخابراتی قاعدتاً درآمدزایی خاصی ندارند. به علاوه میتوان با مکانیابی مناسب و سازههایی به مراتب کم هزینهتر (دکل یا مانند آن) همان کارایی را ایجاد نمود. با پیشرفت فناوری نیاز به تجهیزات در ارتفاع بالا کمتر میشود. حتی ممکن است دیگر نیازی به ساخت اینگونه آسمانخراشها نباشد.
💡 ثابتی: در ارتباط عَلم با انگلیسیها که تردیدی نبود و شاه نیز آن را میدانست و قاعدتاً باید انگلیسیها دنبال آزادی سران نهضت آزادی بوده باشند!..."