فیلبان

لغت نامه دهخدا

فیلبان.( ص مرکب، اِ مرکب ) پیلبان. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه از پیل مراقبت و نگهداری می کند، یا آنکه بر فیل سوار شود و با کجک بر سرش کوبد و او را براند. نگهبان فیل. پیلوان. فیلوان. فیال: فیل خوابی بیند و فیلبان خوابی؛ هر کسی به فکر خودش است. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

پیلبان

جمله سازی با فیلبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بایستاد شنگاوه پیش سپاه پس پشت او فیلبانان شاه

💡 تهی گشت از فیلبان پشت فیل فرو برد فرعون را رود نیل

💡 بفرمود هیتال تا فیلبان یکی فیل زی او برد در میان

💡 فیل با این جثه دارد فیلبان من بدین خردی، زبون آسمان

💡 آسمانی‌ست، ور از بندهٔ نداری باور فیلبان را بنگر بر سر او چون کیوان

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز