فولادی
مترادفها
آهنی، سخت، استوار
متضادها
ضعیف، شکننده
لغت نامه دهخدا
فولادی. ( ص نسبی ) منسوب به فولاد. ساخته از فولاد. فولادین. پولادی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فولادی. ( اِخ ) دهی است از بخش سرپل شهرستان قصرشیرین که دارای 200 تن سکنه است. آب آن از سراب مارآب و محصول عمده اش غله، لبنیات، توتون،صیفی و ذغال است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
فولادی. ( اِخ ) دهی است از بخش پاوه شهرستان سنندج که دارای 100 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
فولادی. ( اِخ ) دهی است از بخش میناب شهرستان بندرعباس. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به فولاد ساخته از فولاد فولادین پولادی: بنای فولادی.
دانشنامه عمومی
فولادی (سرپل ذهاب). فولادی یک روستا در ایران است که در بخش مرکزی شهرستان سرپل ذهاب استان کرمانشاه واقع شده است. و ساکنان این روستا پیرو دین اسلام و مذهب شیعه می باشند و به زبان کردی و گویش کلهری سخن می گویند.
این روستا در دهستان بشیوه پاتاق قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۵۱ نفر ( ۱۰۸ خانوار ) بوده است.
جمله سازی با فولادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نه قلزمم که به هم در شوم به هر بادی که در میانه دلم هست کوه فولادی
💡 تن فولادی خود جوشن جان کردم لیک تیر نازش عجب از جوشن جان میگذرد
💡 میفکن ای فلک در جنگ با من تخم سست خود که از دل در بغل من بیضه فولادیی دارم
💡 پرنیان کردار فولادی که پیش زخم او روز کین بر آهن و پولاد خندد پرنیان
💡 نام جانان را بخوان تا جان و سر پیشت نهیم خنجر و شمشیر فولادی نمی خواهیم ما
💡 اراده او مانند یک روح فولادی بود و در برابر تمام سختیها و موانعی که در مسیر رسیدن به اهدافش قرار داشت، هرگز تسلیم نشد.
💡 مهندسان برای ساختن این پل عظیم از سازههای فولادی بسیار مقاوم استفاده کردند تا بتواند وزن سنگین خودروها و قطارهای عبوری را به خوبی تحمل کند.
💡 نگاه فولادی و نافذ آن سرباز، نشان از انضباط بالا و تمرکز بینظیری داشت که در طول سالها آموزشهای نظامی سخت به دست آورده بود.