لغت نامه دهخدا
فواده. [ ف َ دَ / دِ ] ( اِ ) خمیر خشکی را گویند که ازآن آبکامه سازند، و آبکامه خورشی است که از ماست و شیر و تخم سپند سوختنی و خمیر خشک سازند. ( برهان ).
فواده. [ ف َ دَ / دِ ] ( اِ ) خمیر خشکی را گویند که ازآن آبکامه سازند، و آبکامه خورشی است که از ماست و شیر و تخم سپند سوختنی و خمیر خشک سازند. ( برهان ).
(فَ دَ یا دِ ) = فوده: (اِ. ) خمیر خشکی که از آن آبکامه سازند.
فوده:
خمیر خشکی که از آن آبکامه سازند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و لقد اصاب فواده من حبها عن ظهر مر نان بسهم مصرد