فنیقی
لغت نامه دهخدا
فنیقی. [ ف ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به فنیقیه. رجوع به فنیقیه شود. || از مردم فنیقیه. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
از مردم فنیقیه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به فنیقیه فینیقی از مردم فینیقیه.
جمله سازی با فنیقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سویل به عنوان شهر رومی فنیقی (هیسپال) تأسیس شد. این شهر از زمان رومیان به هیسپال و بعدها به هیسپالیس معروف بود. هیسپالیس به یکی از بازارهای بزرگ و مراکز صنعتی هیسپانیا تبدیل شده بود.
💡 در محلهٔ کنار دریای الجزیره، در دوران باستان یک کوچنشین بازرگانی فنیقی وجود داشت به نام ایکوسیم.
💡 الفبای نیاسینایی، همچنین اشارهشده با نامهای سینایی، نیاکنعانی، کنعانی یا کنعانی باستان(اولیه)، الفبایی برای عصر برنز میانه (پادشاهی میانه) آغاز شده از سرابیطالخادم در شبهجزیره سینا، مصر، و نیای مشترک احیای الفباهای نیاعبری، فنیقی و عربیجنوبی بودهاست.
💡 الفبای آرامی، الفباییست که توسط آرامیها و با اقتباس از الفبای فنیقی استفاده میشد. الفبای آرامی را میتوان گفت اولین سامانهٔ نوشتاریای در دنیای باستان بود که میتوانستند آن را با قلم و به صورت روان بر روی کاغذ یا پوست حیوان بنویسند.
💡 جدول زیر هماهنگی بین علائم نیاسینایی، فنیقی و چند الفبای دیگر را نشان میدهد.
💡 الفبای آرامی، الفباییست که توسط آرامیها و با اقتباس از الفبای فنیقی استفاده میشد.