لغت نامه دهخدا
فقیرانه. [ ف َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) مانند فقرا. مانند گدایان. || ساده و کم ارزش و اندک قیمت.
فقیرانه. [ ف َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) مانند فقرا. مانند گدایان. || ساده و کم ارزش و اندک قیمت.
درویشانه، مانند فقیران.
مانند فقرا. مانند گدایان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگرچه مختصر باشد به نزد او همه عالم فقیرانه فدا گردم، فدای که، فدای او
💡 قطع کردیم لباس دو جهان را از بر بخیه بر خرقهٔ تجرید فقیرانه زدیم
💡 دشت البرزکنون جای فقیرانهٔ ماست آن کجا بود نشستنگه افریدونا
💡 سلطان جهان می گذرد با حشم و خیل برخیز فقیرانه سر راه بگیریم
💡 جز حضرت او نیست فقیرانه حضوری جز سایه خورشید رخش نیست امانی