فضی

لغت نامه دهخدا

فضی. [ ف ِض ْ ضی ] ( ع ص نسبی ) سیمین و نقره ای. ( آنندراج ). از سیم. برنگ سیم. ( یادداشت به خط مؤلف ).

فرهنگ معین

(فِ ضّ ) [ ع. ] (ص نسب. ) از نقره (ساخته )، سیمین.

فرهنگ فارسی

( صفت ) از نقره ( ساخته ) سیمین.

ویکی واژه

، سیمین.

جمله سازی با فضی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو باد سرد بجنبید شعله آتش باتّفاق فضیلت برآب و طین دارد

💡 می ترسم از هلاک اگر غم فرو خورم بیم فضیحتست اگر برکشم فغان

💡 خود تو پوشیدی بترها را به حلم ورنه می‌دانی فضیحتها به علم

💡 بگشا قفل در باغ فضیلت را بخور از میوهٔ شیرین فراوانش

💡 نگویم فضیلت نهم بر کسی چنان باش با من که با هر کسی

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
قاش یعنی چه؟
قاش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز