فروده. [ ف ُ دَ / دِ ] ( اِ ) خست و دنائت و خسیس و دنی بودن. || ( ص ) بریان کرده و برشته گردیده. فرود. ( حاشیه برهان چ معین ). رجوع به فرود شود.
فروده.[ ف َرْ وَ دَ / دِ ] ( اِ ) چوبی که در پس در خانه اندازند. فروره. ( برهان ). فرود. رجوع به فَروَد شود.
(فُ دِ یا دَ ) ۱ - (ص. ) بریان کرده، برشته گردیده. ۲ - (اِ. ) چوبی که در پس درِ خانه اندازند.
۱ - ( صفت ) بریان کرده برشته گردیده ۲ - چوبی که در پس در خانه اندازند.
چوبی که در پس در خانه اندازند
بریان کرده، برشته گردیده.
چوبی که در پس درِ خانه اندازند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرده سینما همان اوج و فرودهای تخیل خودمان را باز میتاباند؛ تخیلی که از واقعیتی تغذیه میکند که قرار است جایگزین آن گردد؛ یعنی داستان فیلم از تجربهای زاده میشود که تخیل ما از آن فراتر میرود؛ ولی آنچه که روی پرده تخیلی است باید همان فشردگی مکانی و فضایی امر واقعی را داشته باشد.
💡 بدل میگفت کای دل کارت افتاد فروده تن، چو تن دربارت افتاد
💡 گفت احسنت اینت ریش و اینت کار تو فروده اینت خواهد کشت زار
💡 کافهٔ پارک پس از فراز و فرودهایی سرانجام به دستور مقامات وقت بسته شد و یاران جُنگ پراکنده شدند. احمد گلشیری به تهران رفت و در مرکز انتشارات آموزشی به کار مشغول شد. او صبحها به کار سردبیری مجلهٔ پیک جوانان میپرداخت و بعدازظهرها در تریای هتل پالاس تهران برای کانال دوم تلویزیون ملی ایران به ترجمهٔ متن فیلم مشغول میشد.
💡 در این اثر خواننده شاهد تاریخ نیست، بلکه نویسنده کوشش داشته در کنار حرکت در زمان که از نوع زمان گذشتهاست، خواننده را با فراز و فرودهایی که در زندگی «آقا روحالله» وجود دارد از کسالت مطالعه تاریخ رها کند که میتوان ادعا کرد موفق بودهاست.