فرهنگ معین
( آخرالدواء ) (خِ رُ دُّ ) [ ع. ] (اِمر. ) آخرین دارو، آخرین علاج.
( آخرالدواء ) (خِ رُ دُّ ) [ ع. ] (اِمر. ) آخرین دارو، آخرین علاج.
آخرین دارو، آخرین علا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر کنم خیره ارنه خود سوزم گفتهاند آخرالدواء الکی
💡 به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می علاج کی کنمت آخرالدواء الکی
💡 و اگر این نوع علاج هم کافی نباشد، و به هر وقتی نفس به معاودت عادت راسخ مبادرت کند، او را به عقوبت و تعذیب و تکلیف افعال صعب و تقلید اعمال شاق و اقدام بر نذوری و عهودی که قیام بدان مشکل بود، با تقدیم ایفای مراسم آن، تأدیب باید کرد؛ و این صنف معالجه مانند قطع اعضا و داغ کردن اطراف بود در طب، و آخرالدواء الکی.