لغت نامه دهخدا
تیر تظلم. [ رِ ت َ ظَل ْ ل ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آه مظلومان باشد. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ) ( از ناظم الاطباء ).
تیر تظلم. [ رِ ت َ ظَل ْ ل ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آه مظلومان باشد. ( برهان ) ( از آنندراج ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ) ( از ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خط سیه کرده تظلم به در چرخ برید که شما در خط این سبزه وطائید همه
💡 معنیگل کردن موج از تظلم بستهاند زندگی افسانهها دارد ز بیدادم مپرس
💡 شه بر آب چشم مظلومان نبخشد ور نه من صد ره از اشک تظلم غرق کردم ری در آب
💡 و بـه هـمـيـن دليـل بـلافاصله اضافه مى كند: (به هيچكس در آنجا كمترين ظلم و ستمىنمى شود) (فلا تظلم نفس شيئا).
💡 من و تظلم الفت کدام دوست چه دشمن ستم رسیده به هرکس دچار گردد و نالد
💡 بر سر خاک اوفتان خیزان ز جور آسمان از تظلم خاک هم بر آسمان خواهم فشاند