غیب گویی

لغت نامه دهخدا

غیبگویی. [ غ َ / غ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل شخص غیبگو. خبر دادن از نهان. گفتن غیب. پیشگویی. رجوع به غَیب و غیبگو شود.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. ) خبر دادن از رازهای پنهان.

فرهنگ عمید

غیب گفتن، خبر دادن از اسرار و امور نهانی.

فرهنگ فارسی

حالت و عمل غیبگوی اخبار از مغیبات.

ویکی واژه

خبر دادن از رازهای پنهان.

جمله سازی با غیب گویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر سر آبها روان گردی غیب گویی و غیبدان گردی

💡 در آتش بوی خود عنبر چو بنهاد رموز غیب گویی کرد بنیاد

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز