غیب گویی

مترادف‌ها

پیش‌گویی

لغت نامه دهخدا

غیبگویی. [ غ َ / غ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل شخص غیبگو. خبر دادن از نهان. گفتن غیب. پیشگویی. رجوع به غَیب و غیبگو شود.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. ) خبر دادن از رازهای پنهان.

فرهنگ عمید

غیب گفتن، خبر دادن از اسرار و امور نهانی.

فرهنگ فارسی

حالت و عمل غیبگوی اخبار از مغیبات.

ویکی واژه

خبر دادن از رازهای پنهان.

جمله سازی با غیب گویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بر سر آبها روان گردی غیب گویی و غیبدان گردی

💡 در آتش بوی خود عنبر چو بنهاد رموز غیب گویی کرد بنیاد

💡 در گذشته بسیاری از مردم به افراد مدعی غیب گویی اعتماد می‌کردند و فکر می‌کردند که آن‌ها می‌توانند از اتفاقات آینده و اسرار پنهان جهان باخبر شوند.

💡 علم مدرن و روش‌های تجربی، هرگونه ادعای مربوط به غیب گویی را رد می‌کنند و آن را نوعی باور خرافی که فاقد پایه علمی است، می‌دانند.

💡 فیلم‌های سینمایی بسیاری در ژانر فانتزی ساخته شده‌اند که شخصیت‌های اصلی آن‌ها توانایی غیب گویی و پیش‌بینی سرنوشت انسان‌ها را در دنیای پر از جادو دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران