عیارگیر

لغت نامه دهخدا

عیارگیر. ( نف مرکب ) عیارگیرنده. کسی که در ضرابخانه زر و سیم مسکوک را امتحان کرده و علامت بر آن میگذارد. ( ناظم الاطباء ). معیر. چاشنی گیر زر و سیم. || جواهری ِ بامهارت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

عیارگیرنده، صاحب عیار، آن که عیار سیم وزر را می سنجد.

فرهنگ فارسی

عیار گیرنده کسی که در ضرابخانه زر و سیم مسکوک را امتحان کرده و علامت بر آن میگذارد جواهری با مهارت

جمله سازی با عیارگیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گفتم عیارگیرد حزمش همی ز عقل گفتاکه عقل‌گیرد از حزم او عیار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران