عوم

لغت نامه دهخدا

عوم. [ ع َ ] ( ع مص ) شنا کردن در آب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || رفتن شتر و کشتی و راندن آن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). حرکت کردن شتر در صحرا و کشتی در دریا. ( از اقرب الموارد ).
عوم. [ ع ُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ عَومة. رجوع به عومة شود.
عوم. [ع ُوْ وَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عائم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به عائم شود. || ج ِ عائمة. ( ناظم الاطباء ).رجوع به عائمة شود. || سنون عوم؛ تأکید است ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد )، یعنی سالهای بسیار. ( ناظم الاطباء ). و آن در تقدیر جمع عائم است ولی مفرد آن بکار نرود. ( از اقرب الموارد ).
عوم. ( اِخ ) جایگاهی است در شعر ابراهیم بن بشیر برادر نعمان بن بشیر. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

جایگاهی است در شعر ابراهیم ابن مشیر برادر نعمان بن بشیر

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۹(بار)

جمله سازی با عوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیر مزرعه دیر (شهریار) ین عومرو، نه حاصل، سئل، قویمورو بیرچؤپ ده قالا حاصیلیمیزدن

💡 طراز حیله ی نظم تو عقل را ملبوس حلاوت نی کلک تو روح را مطعوم

💡 ز پشت دست بود، گر مرا بود مطعوم ز آب دیده بود، گر مرا بود مشروب

💡 غرض، کنونکه چو آدم برآمدم ز بهشت؛ دونان گندم، هر روز بایدم مطعوم

💡 به صبح می دهد از گوشه دلم مطعوم به شام می کند از خون دیده ام مشروب

💡 گرچه آن مطعوم جانست و نظر جسم را هم زان نصیبست ای پسر

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز