واژه «عوالم» جمع «عالم» در زبان عربی و فارسی است و به معنای جهانها، گیتیها یا عرصههای هستی به کار میرود. این اصطلاح علاوه بر دلالت بر جهان مادی، در متون دینی و عرفانی به جهانهای غیرمادی و غیبی نیز اشاره دارد که شامل عالم ملکوت، مثال و آخرت میشوند. «عوالم» نمادی از گستردگی و تنوع هستی است و نشان میدهد که زندگی انسان و پدیدهها محدود به یک بعد فیزیکی نیست، بلکه عرصههای متعددی از وجود در آن دخیلاند. در متون دینی، این واژه برای بیان سلسله مراتب وجود و مراحل رشد روح و معنویت انسان به کار میرود و ارتباط میان جهان مادی و معنوی را نشان میدهد. همچنین در فلسفه اسلامی و عرفان، «عوالم» به مکانها و قلمروهای متفاوتی اطلاق میشود که هر یک ویژگیها و قوانین خاص خود را دارند و فهم آنها نیازمند دانش و بصیرت است. این مفهوم گاه برای بیان اسرار آفرینش و حکمتهای نهفته در هستی مورد استفاده قرار میگیرد و انسان را به تفکر در مورد مراتب وجود دعوت میکند. در ادبیات فارسی، واژه «عوالم» بار معنایی شاعرانه و فلسفی دارد و اغلب برای تأکید بر عظمت، پیچیدگی و ژرفای عالم هستی به کار میرود.
عوالم
لغت نامه دهخدا
عوالم. [ ع َ ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِ عالَم. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).رجوع به عالم شود. جهانها و عالمها. ( ناظم الاطباء ). || زمانها. || حالات و کیفیات مخصوص. ( از ناظم الاطباء ). و در فارسی بصورت غیرفصیح بر «عوالمات » جمع بسته شود. ( از فرهنگ فارسی معین ).
- عوالم اربعة؛ عبارتند ازعالم لاهوت، عالم ملکوت، عالم جبروت، عالم ملک و ناسوت، که برخی آن را عوالم خمسه دانند. ( از فرهنگ مصطلحات عرفا ). و رجوع به عوالم خمسه شود. اما در فلسفه ٔاشراقیان عوالم اربعه عبارت از چهار عالم زیر باشد:1 - عالم انوار قاهره، که عالم انوار مجرده عقلیه اند. 2 - عالم انوار مدبره، که عبارت از عالم انوار مدبره اسفهبدیه فلکیه و انسانیه است. 3 - عالم برزخیات، که عبارت از عالم حس میباشد. 4 - عالم صور معلقه ظلمانیه، که عالم مثال و عالم خیال است که بنام عالم اشباح هم نامیده شده است و قدما آن را عالم مقدارنامیده اند. ( از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی از شرح حکمةالاشراق ص 515 ).
- عوالم خمسة؛ عبارت است از عالم علم، عالم عین، عالم جبروت ( اعلی و اسفل ) که آن را مثال مطلق و غیب مضاف هم گویند، عالم ملکوت، که آن را عالم ارواح نیز گویند، عالم خلق، که آن را عالم ملک و ناسوت هم نامند. ( از فرهنگ مصطلحات عرفا ). و رجوع به عوالم اربعة شود.
- عوالم عالیة ( عالی )؛ عبارتند از عالم مجردات طولیه و عرضیه و صور مجرده و مثل معلقه. ( از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی ).
- عوالم کلیة ( کلی )؛ مراد از آن عقل کل است که عقل اول باشد، و نفس کلیه. وانسان کامل است. که هر یک جامع مراتب اموری اند. ( ازفرهنگ مصطلحات عرفا ).
- عوالم لبس؛ ( اصطلاح تصوف ) تمام مراتب نازله از حضرت احدیت است، زیرا که ذات قدسیه تنزل فرموده به تعینات در مراتب و متصف شده به صفات روحانیه و مثالیه و حسیه. ( از فرهنگ مصطلحات عرفا از اصطلاحات شاه نعمةاﷲ ولی ص 55 ).
فرهنگ معین
(عَ لِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ عالَم. ۱ - جهان ها. ۲ - حالات مخصوص.
فرهنگ عمید
= عالَم
فرهنگ فارسی
جمع عالم
جمع عالم ۱ - جهانها. ۲ - حالات مخصوص کیفیات مخصوص. جمع: عوالمات. یا عوالم اربعه. ۱ - عالم های لاهوت ملکوت جبروت و ملک و ناسوت است. ۲ - عالم انوار مجرده و انوار مدبره و صور معلقه و عالم خلق و ماده برزخ. یا عوالم خمسه. عالم های علم عین جبروت ملکوت و خلق. یا عوالم عالی ( عالیه ). عالم مجردات طولیه و عرضیه و صور مجرده و مثل معلقه. یا عوالم کلی ( کلیه ). مراد عقل و نفس کل و انسان کامل است. یا عوالم لبس. تمام مراتب نازله از حضرت احدیت است زیرا که ذات قدسیه تنزل فرموده به تعینات در مرتبت و متصف شده به صفات روحانیه و مثالیه.
جمله سازی با عوالم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخورد و خواب عوامی که خوی کرده بدام عوالم من شب زنده دار کی داند
💡 دست صفا دهیم به معمار عدل و داد پا بر سر عوالم جور و ستم زنیم
💡 ازدواج حقیقی رابطهای جسمی و معنوی است که در تمام عوالم الهی ادامه مییابد.
💡 بس عوالم طی کند با زیب و فر بس عجایب بیند اندر آن سفر
💡 امروز در عوالم هستی ز نیک و بد رازی نهفته نیست بر آن خضر نامدار