عوارف

لغت نامه دهخدا

عوارف. [ ع َ رِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عارفة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به عارفة شود. || شناسندگان. || صابران. || احسان و نیکویی کنندگان. || خوشبوها. || مجازاً بمعنی بخششها. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( از ناظم الاطباء ): آثار و ایادی و عوارف و مکارم آل سامان بر هیچکس از صنایع و بندگان ظاهر تو نیست که بر پسر سیمجور. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 38 ). دل خویشان را به انواع اصطناع و عوارف و ارسال هدایا و تحف صید کرد. ( جهانگشای جوینی ). ایادی و عوارف او در دستها و سواعد هر یک چون سوار گشت. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ معین

(عَ رِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ عارفه، نیکویی ها.

فرهنگ عمید

= عارفه

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع عارفه نیکوییها.

ویکی واژه

جِ عارفه؛ نیکویی‌ها.

جمله سازی با عوارف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مهبط عرفان نگشته جان تو جامی درس عوارف چه سود و بحث تعرف

💡 برقع گشای پرده نشینان حق تویی یا عارف العوارف، یا کاشف الغطا

💡 عوارفه اغنت و اقنت فلم تذر علی الارض بالاعدام و الله عارفا

💡 بخاص و عام جهان می رسد عوارف شاه نصیب بندۀ مخلص چرا بود حرمان؟

💡 قاسمی،کشف یقینست درین راه دلیل نه حکایات عوارف، نه حدیث مرصاد

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز