عذوبت. [ ع ُ ب َ ] ( ع مص ) رجوع به عذوبة شود.
عذوبة. [ ع ُ ب َ ] ( ع مص ) پاکیزه گردیدن آب. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ). خوش شدن آب. ( تاج المصادر بیهقی ). مجازاً، بمعنی شیرین شدن دیگر اشیاء سوای آب. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ):
جز در صفات نجم نخواهد شدن پدید
در نثر من عذوبت و در نظم من نظام.سوزنی.
(عُ بَ ) [ ع. عذوبة ] ۱ - (مص ل. ) گوارا بودن. ۲ - (اِمص. ) گوارایی.
۱. گوارا بودن آب یا شراب، گوارا شدن.
۲. [مجاز] زیبایی، جذابیت.
گوارابودن آب یاشراب، گواراشدن، گوارایی
۱ - ( مصدر ) گوارا بودن ( آب و شراب و غیره ). ۲ - مطبوع بودن ( سخن ). ۳ - ( اسم ) گوارایی ( آب و شراب و غیره ) ۴ - مطبوعیت.
عذوبة
گوارا بودن.
گوارایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عذوبت سخن ازآب سیل چشمم خاست مداد سوخته از خامه ی روان من است
💡 جز در صفات نجم نخواهد پدید شد در نثر من عذوبت و در نظم من نظام
💡 شد حاصلش عذوبت روح از عذاب تن جانش عزیز گشت چو تن در هوان نهاد
💡 عذوبت سخنش در مذاق تشنه عقل نشسته است چو می در طبیعت مخمور
💡 دست او گاه سخاوت شرم طوبی میدهد لفظ او وقت عذوبت رشک کوثر میشود
💡 از متانت حبل اقبالت چو شعر بوالفرج وز عذوبت مشرب عیشت چو نظم فرخی