( عجمة ) عجمة. [ ع َ ج َ م َ / ع َ م َ ] ( ع ص، اِ ) خرمابن که از هسته روید. || سنگ سخت. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). سنگ سخت کلان که ناقه را به وی تشبیه دهند. ( منتهی الارب ). ج، عجمات.
عجمة. [ ع ُ م َ / ع ِ م َ ] ( ع اِ ) ریگ بسته، و گویند بسیاری ریگ. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). آخر ریگ توده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). عجمةالرمل؛ آخره. ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) ابهام. || خفا. || عدم فصاحت کلام. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) لفظی که از وضع زبان عربی خارج باشد مانند نوح و لوط و عجمة یکی از اسباب منع صرف است. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به غیرمنصرف شود.
(عَ مَ یا مِ ) [ ع. عجمة ] (اِ. ) ۱ - یک هستة خرما. ۲ - یک تکسک انگور. ۳ - خرمابن که از هسته روید، ج. عجمات.
( اسم ) ۱ - لکنت زبان کند زبانی. ۲ - عدم فصاحت. ۳ - ابهام.
عجمة
یک هستة خرما.
یک تکسک انگور.
خرمابن که از هسته روید؛
عجمات.
💡 ضبطها رسمها مرتبه همه العجمه عجمه الهمله
💡 العجمه یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان عسیر واقع شدهاست.
💡 العجمه ۲٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد و ۳۷۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 و قیل هی منسوخة، نسختها آیة السیف. فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَکُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ حمزه و کسایی «یکون» بیا خوانند. باقی بتاء معجمه از فوق. مَنْ تَکُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ یعنی الجنة، انحن ام انتم؟ اینجا سخن تمام شد. پس گفت: یا محمد! إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ لا یسعد من کفر باللّه. و قیل: لا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ای: لا یبلغ امانیه.
💡 یا نقطه فصرت عن حل معجمها مفاتح صورت من احرف الجمل