عالیجناب

عالیجناب

لغت نامه دهخدا

عالی جناب. [ ج َ / ج ِ ] ( اِ مرکب ) لقبی است احتراماً که وزیران و بزرگان را بدان خطاب کنند.

فرهنگ معین

(جِ ) [ ع. ] (اِمر. ) ۱ - آستانة بلند، آستان رفیع. ۲ - عنوانی که هنگام خطاب افراد محترم به کار می رود.

فرهنگ عمید

۱. عنوانی احترام آمیز در خطاب به کسانی که مقام و رتبۀ بلند دارند.
۲. (اسم ) آستانۀ بلند، آستان رفیع.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آستانه رفیع عالی حضرت: صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم ( حافظ ). ۲ - عنوانی است که احتراما وزیران و بزرگان و روحانیون ارجمند را بدان خطاب کنند.

دانشنامه عمومی

عالی جناب عنوانی افتخاری است که برای اعضای مشخصی از یک سازمان یا دولت به کار می رود.
کسانی که با عنوان عالی جناب خطاب می شوند عموماً رئیس کشور، رئیس حکومت، فرماندار، سفیر، مقامات خاصی در کلیسا، خانواده سلطنتی، و دیگرانی است که رتبهٔ مشابهی داشته باشند ( مثل روسای سازمان های بین المللی چون کمیسرهای عالی اتحادیه کشورهای همسود ) و رؤسای فیفا.

جمله سازی با عالیجناب

💡 آسمان بنشانده جامی آفتاب آئینه را کرده عکس روی او عالیجناب آئینه را

💡 محرمانه دخل کردن بی‌صدا و بی‌ندا رسم آن عالیجنابست ای مشارالسلطنه

💡 همچو غنچک تیر گویا میزند بر سینه ام یاد یار غنچکی در بزم آن عالیجناب

💡 عالیجناب حضرت دستور شه نشان کز وی بجاه گنبد گردون فروتر است

💡 بر خاک محتشم به تواضع گذر که او روزی بر آستان تو عالیجناب بود

💡 هر صبا از چرخ آمد آفتاب مه نقاب روی بنماید که هستم نور آن عالیجناب

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز