واژه «عابث» از واژگان عربی وارد شده به زبان فارسی است و در متون کهن ادبی و لغوی به معنای کسی به کار میرود که کاری را بیهوده، بدون هدف و بدون نتیجه انجام میدهد. این واژه در اصل به مفهوم «بازیکننده» نیز آمده است، یعنی فردی که رفتار او جدی و هدفمند نیست و بیشتر حالت سرگرمی، غفلت یا بیتوجهی دارد. در کاربرد ادبی، «عابث» برای توصیف عملی استفاده میشود که فاقد حکمت، برنامهریزی و نتیجه منطقی باشد و تنها به صورت اتفاقی یا بیاراده انجام گیرد. شاعران و نویسندگان کلاسیک فارسی از این واژه برای بیان بیارزشی برخی رفتارها یا امور دنیوی استفاده کردهاند و آن را در برابر اعمال هدفمند و خردمندانه قرار دادهاند. در متون اخلاقی، «عابث» بودن به عنوان ویژگی منفی شناخته میشود، زیرا نشاندهنده انجام کارهایی است که نه سودی دارد و نه نتیجهای پایدار به همراه میآورد. این واژه همچنین میتواند به صورت صفت برای انسان یا عمل به کار رود و معنای «بیهودهکار» یا «بیهودهگرا» را منتقل کند. از نظر معنایی، این کلمه با واژههایی مانند «عبث»، «بیهوده» و «بیهدف» ارتباط نزدیک دارد و در بسیاری از متون این واژهها به جای یکدیگر به کار رفتهاند. در ادبیات عرفانی نیز گاهی دنیا و امور دنیوی «عابث» خوانده شدهاند تا ناپایداری و بیارزشی آنها نسبت به امور معنوی نشان داده شود. از نظر ریشهشناسی، این واژه به فعل عربی مربوط است و به معنای انجام کاری بدون قصد درست یا بدون نتیجه مطلوب است. در مجموع، این کلمه به کسی یا کاری گفته میشود که بیهدف، بیحکمت و بیهوده باشد و در برابر رفتار آگاهانه، سنجیده و هدفمند قرار میگیرد.
عابث
لغت نامه دهخدا
عابث. [ ب ِ ] ( ع ص ) بازی کننده. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ):
آدمی داند که خانه حادث است
عنکبوتی نی که در وی عابث است.مولوی.روی به دفع حوادث و تدارک خطوب روزگار عابث آریم. ( جهانگشای جوینی ).
فرهنگ معین
(بِ ) [ ع. ] ۱ - (اِفا. ) بازی کننده. ۲ - (ص. ) بیهوده.
فرهنگ عمید
عبث، بیهوده.
فرهنگ فارسی
۱ - بازی کننده. ۲ - بیهوده.
ویکی واژه
بازی کننده.
بیهوده.
جمله سازی با عابث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بده ساقیا می که بی بهره از وی بود در همه شغل لاهی و عابث
💡 آدمی داند که خانه حادثست عنکبوتی نه که در وی عابثست
💡 از قدیم آمد جهان یا حادث است آفریدش یا عبث یا عابثست