طواف کردن

مترادف‌ها

چرخیدن، گردیدن، گشت زدن

متضادها

سکون، ایستادن

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) گرد چیزی گشتن، دور زدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گرد چیزی گشتن دور زدن.

ویکی واژه

گرد چیزی گشتن، دور زدن.

جمله سازی با طواف کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «و من یطوع خیرا» قراءة حمزة و کسایی «من یطوع» بیا و جزم است اصل آن یتطوّع میگوید هر که بیرون از فرائض عملی کند و طاعتی آرد و تقربی نماید بطواف کردن گرد خانه کعبه یا بنماز نوافل، خدای عز و جل از وی بپسندد و سپاس داری کند و بدان پاداش دهد.

💡 بیقین نه بتخمین بدانم که طعم کئوس غربت چیست و مزاج خاک هر تربت چه؟ که برگرد خرگاه طواف کردن و با سر پوشیدگان کله مصاف پیوستن کار لنگان و بی فرهنگان است.

💡 همه قبول کردند. چون حاجیان در مکه آمدند و خانه را طواف کردند.

💡 زائران با عشق و اشتیاق بسیار، پس از انجام سایر مناسک، شروع به طواف کردن دور کعبه کردند تا دعاهای خود را در آن مکان مقدس برآورده ببینند.

💡 سنت طواف کردن در مراسم مذهبی، نمادی از اتحاد میان مسلمانان از سراسر جهان است که در یک حرکت منظم و هماهنگ دور خانه خدا می‌چرخند.

💡 در طول سفر مذهبی، طواف کردن دور کعبه یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین بخش‌های عبادت است که برای هر زائر معنای معنوی بسیار عمیقی دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران