طنابدار
مترادفها
معلق، طنابباز
فرهنگ فارسی
( صفت ) دارنده یک طناب.
دانشنامه آزاد فارسی
طناب دار (chordate)
جانوری از شاخۀ طناب داران. این شاخه شامل مهره داران، فواره ها یا آب دزدک های دریایی، آمفیوکسوس، و چندین جانور دیگر نیز می شود. همۀ این جانوران در بعضی از مراحل حیاتشان دارای طناب نگه دارندۀ بافتی ای مانند نوتوکورد یا ستون فقراتاند که به طرف پایین بدنشان کشیده شده است. طناب داران به سه گروه عمده تقسیم می شوند: غلاف داران، سر طناب داران (← نیزه ماهی) و جمجمه داران، شامل همۀ مهره داران. در ۱۹۹۵، نوعی طناب دار جدید، با نام علمی Lividum yunnanozoom، در چنگ جیانگ چین یافت شد. این نمونه ۵۲۵ میلیون ساله است و اولین طناب دار کشف شده، متعلق به اوایل دورۀ کامبرین، است.
جمله سازی با طنابدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آتشدد (نام علمی: ') نام یک سرده از شاخه طنابداران است.
💡 آن طنابدار ماهر با تمرینهای مداوم و تمرکز بسیار بالا توانست بدون ذرهای لرزش بر روی رشتهای باریک در ارتفاع زیاد قدم بردارد.
💡 نمایشهای سیرک معمولاً با حضور یک طنابدار حرفهای که با جسارت تمام از میان جمعیت عبور میکند، هیجان و هیبت خاصی به فضا میبخشند.
💡 زندگی انسان گاهی مانند حرکت یک طنابدار بر روی ریسمان است که باید با دقت و تعادل بسیار، از مشکلات عبور کند.