طناب قرقرۀ سکان

فرهنگستان زبان و ادب

{rudder pendant} [حمل ونقل دریایی] یکی از دو طناب سیمی ای که طوری نصب شده است که در موارد اضطراری بتوان زنجیر سکان را به پاشنه محکم کرد

جمله سازی با طناب قرقرۀ سکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه همی افشرده زلفت حلق خلق دهر را گیسویت بر گردن حوران طناب انداخته

💡 هست ز الطاف توام نازش ولی الطاف‌کو تا به‌گردن هفت گردون را دراندازم طناب

💡 گر نبودی عفو او عدلش ز روی انتقام برگلوی مه طناب از تارکتان داشتی

💡 تو چو بوجهلی وناهید چو حمال حطب ای سر و گردنتان درخور شمشیر و طناب

💡 چون وقت صبح چشم جهان سیر شد ز خواب بگسسته شد ز خیمهٔ مشکین شب طناب

💡 ایکه شد پروانه ی رای تو شمع اختران آفتاب و ماه باید سایبانت را طناب