دسته سکان
مترادفها
سکان، فرمان
فرهنگستان زبان و ادب
{tiller, rudder tiller, helm , wheel} [حمل ونقل دریایی] اهرم یا بازو یا فرمانی که از آن برای حرکت دادن تیغۀ سکان استفاده می کنند
جمله سازی با دسته سکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دیشب درآمد از درم آن ماه چهره مست مانند دسته ی گل و گلدسته ئی بدست
💡 دست تو و طبع تو مه و سال و شب و روز با دسته ریحان زده و با قدح راح
💡 هر که او از کرم دست تو آگاهی یافت نخرد حاتم طی را بیکی دسته کرم
💡 به رنگآمیزی زلف و رخت صد آفرین کردم که پیچیده است گرد دسته گل تار سنبل را
💡 خادم شد و یک دسته ورق داد و کشیدیم شد چار ورق از وی و چارِ دگر از من
💡 کنم به رنگ دگر هر نفس پر افشانی زگرد راه تو گلهای دسته بسته پر است
💡 در حین هدایت کشتی در میان امواج بسیار تند، ناخدا با تمام قدرت به دسته سکان فشار میآورد تا مسیر کشتی را به درستی حفظ کند.
💡 مهندسان کشتیسازی در طراحی دسته سکان دقت زیادی به کار میبرند تا کنترل کشتی در شرایط آب و هوایی مختلف برای ملوانان بسیار آسان باشد.
💡 پس از گذشت سالها فعالیت در دریا، آن پیرمرد خسته دیگر توان آن را نداشت که دسته سکان سنگین را در میان طوفانهای شدید هدایت کند.