طبایع

لغت نامه دهخدا

طبایع. [ طَ ی ِ ]( ع اِ ) رجوع به طبائع و شواهد طبایع در آنجا شود.
- طبایع اربع؛ چهار عنصر آب، آتش، باد و خاک.

فرهنگ معین

(طَ یِ ) [ ع. طبائع ] (اِ. ) جِ طبیعت، سرشت ها، نهادها.

فرهنگ عمید

= طبیعت

فرهنگ فارسی

سجایا، خویها، سرشتها، جمع طبیعت
جمع طبیعت: ۱ - سرشتها نهادها. ۲ - خویها سجایا. یا طبایه اربع. ۱ - چهار عنصر: آب باد خاک آتش. ۲ - چهار طبع خون ( دم ) بلغم سودا صفرا. ۳ - حرارت برودت رطوبت یبوست

ویکی واژه

طبائع
جِ طبیعت؛ سرشت‌ها، نهادها.

جمله سازی با طبایع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طبایع محو شد از دیدن او را گذشت از پردهٔ دل تو بتو را

💡 ایا آن کس که عالم را طبایع مایه پنداری نهی علت هیولا را که آن ایدون و این ایدون

💡 محبت نمی‌زاید اکنون طبایع کز این چار زن مردزایی نبینم

💡 خلایق بر خلافند از طبایع یکی عطار ودیگر باز کناس

💡 طبایع چه داند همی نیک و بد ستاره نداند روان و خرد

💡 اعتدالست التفانش مر طبایع را نگر کار ناید زان طبایع کو بماند ز اعتدال

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز