طاحونه

لغت نامه دهخدا

( طاحونة ) طاحونة. [ ن َ ] ( ع اِ ) آسیا. و طاحون نیز آمده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( غیاث از شرح نصاب ). || آس آب ( آسیائی که به آب گردد ). ( مهذب الاسماء ). آسیای آبی. رَحی َ. آسیا. ناعور. || دست آس. ( دهار ). ج، طواحین.
طاحونة. [ ن َ ] ( اِخ ) قریه ای است واقع در نیم فرسنگی میانه جنوب و مشرق شهر خفر. ( فارسنامه ناصری ).
طاحونة. [ ن َ ] ( اِخ ) موضعی است در قسطنطنیة. ( معجم البلدان ).

فرهنگ معین

(نَ یا نِ ) [ ع. طاحونة ] (اِ. ) آسیا، آس آب. ج. طواحین.

فرهنگ عمید

= طاحون

فرهنگ فارسی

( اسم ) آسیا آس آب جمع: طواحین.
موضعی است در قسطنطنیه

ویکی واژه

طاحونة
آسیا، آس آب.
طواحین.

جمله سازی با طاحونه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از پی تاریخ انجامش صفائی زد رقم برد این طاحونه از گردش گروها ز آسمان

💡 طاحونه: آسیاب. مسمّی به اسم لازم او است.

💡 از قضا صیاد خواهد فتنه و از ارواح صید از بلا طاحونه سازد گیتی از ابدان طحین

💡 در مهم سازی اوباش و رنود دائما، طاحونه‌اش در چرخ بود

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز