ضن

لغت نامه دهخدا

ضن. [ ض ِن ن ] ( ع مص ) ضَنانة. زفت گردیدن و زفتی کردن. ( منتهی الارب ). بخیلی کردن. ( زوزنی ) ( دهار ) ( تاج المصادر ) ( منتخب اللغات ).
ضن. [ ض ِن ن ] ( ع اِ ) دوست خالص. ( دهار ). خاص و مخصوص. گویند: هو ضِنّی؛ یعنی او خاص به من است. و فلان ضِنّی من بین اخوانی؛ یعنی فلان در میان برادران من اختصاص مانندی به من دارد. ( منتهی الارب ).
ضن. [ ض َ نِن ْ ] ( ع ص ) بیمار. گویند: ترکته ضنی ً و ضنیاً. ( منتهی الارب ). ج، اَضْناء.

فرهنگ فارسی

اصل و جایگاه. معدن

جمله سازی با ضن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به‌صحن گلشن جودش نرسته غنچه ی ضنت به ‌گرد مرکز ذاتش نگشته پرگر عصیان

💡 المنیه (به عربی: المنية) یک منطقهٔ مسکونی در لبنان است که در شهرستان منیه ضنیه واقع شده‌است.

💡 اول نه رخ دور نه طراوت که او ننک فیضندین گل اولور خار اگرال ووره دامانمزه

💡 سید مصطفی صفایی خوانساری (فرزند سید احمد صفایی خوانساری) و سید محمدمهدی غضنفری (فرزند میرزا سید محمدتقی غضنفری) از شاگردان مطرح سید احمد خوانساری بوده‌اند.

💡 زین واسطه ما را نبود، برتر و بهتر در نزد تو ای شیر خدا، میر غضنفر

💡 دکتر احمد غضنفرپور (متولد ۱۳۲۱ شهرستان مبارکه، استان اصفهان ) دندانپزشک و سیاستمدار ایرانی است.

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز