لغت نامه دهخدا
ضمیم. [ ض َ ] ( اِخ ) از قرای یمن بناحیه جهران از اعمال صنعاء. ( معجم البلدان ).
ضمیم. [ ض َ ] ( اِخ ) از قرای یمن بناحیه جهران از اعمال صنعاء. ( معجم البلدان ).
( صفت ) همراه صاحب.
از قرای یمن به ناحیه جهران از اعمال صنعائ.
همراه، صاحب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از تأسیس دولت اسرائیل، اورشلیم پایتخت آن شد. در سال ۱۹۵۰ اردن بهطور رسمی اورشلیم شرقی را ضمیمهٔ خاک خود کرد، در سال ۱۹۵۳ آن را «پایتخت دوم» خود نامید. این ضمیمهسازی اردن تنها توسط بریتانیا و پاکستان به رسمیت شناخته شد. با ابن وجود برخی از صاحبنظران در خصوص به رسمیت شناخته شدن توسط پاکستان تردید داشتهاند.
💡 مستدعی چنان است که خلاف ماضی را امضا و بنان و خامه وحی ترجمان را گاه گاه به احتمال رحمت نگارش حرفی دو رضا فرموده، مراسم بنده پروری و فرایض عاطفت گستری را قضا فرمایند، چنانچه رجوع خدمتی نیز ضمیمه آن آید، مصرع: کرده باشی رحمتی وانگه به جای خویشتن.
💡 حسنعلی بلافاصله به سند (کراچی امروزی) رفت و در آنجا خدمات بیشتری به انگلیسیها کرد. انگلیسیها توانستند سند را به خاک خود ضمیمه کنند و حسنعلی شاه برای خدماتش سالانه ۲۰۰۰ پوند مستمری از ژنرال چارلز جیمز ناپیر، فاتح بریتانیایی سند که با او رابطه خوبی داشت، دریافت کرد.
💡 با ضمیمه شدن منطقه ایستریا به یوگسلاوی بیشتر ایتالیاییها ساکن نواحی کرانهای ایستریا نیز از کشور اخراج شدند.
💡 برش نهایی در اصل به عنوان آلبوم موسیقی متنی برای فیلمی به نام دیوار که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد برنامهریزی شده بود. واترز با شروع جنگ فالکلند این آلبوم را در انتقاد از جنگ تغییر داد و آن چیزی که وی به عنوان خیانت به پدرش در جنگ و عامل کشتهشدن پدرش میداند را نیز ضمیمهاش کرد. برش نهایی در هشت استودیو بین ژوئیه تا دسامبر ۱۹۸۲ در سراسر انگلیس ضبط شد.