ضخامت

لغت نامه دهخدا

ضخامت. [ ض َ م َ ] ( ع اِمص ) هنگفتی. تناوری. غلظت. غِلّت ( لهجه محلی قزوین ). کلفتی. ستبری: روباه ضخامت جثه بدید... ( کلیله و دمنه ).ستبرا. || ( مص ) کلان و فربه گردیدن. ( منتهی الارب ). تناور شدن. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ) ( مجمل اللغة ) ( دهار ). فخامة. بزرگ تن شدن. ( غیاث ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(ضَ مَ ) [ ع. ضخامة ] ۱ - (مص ل. ) کلفت شدن، فربه شدن. ۲ - (حامص. ) کلفتی، ستبری.

فرهنگ عمید

۱. ستبر شدن، کلُفت شدن، کلُفتی، ستبری.
۲. فربه شدن.

فرهنگ فارسی

ستبروکلفت شدن، فربه شدن، کلفتی، ستبری، ستبرا
۱ - ( مصدر ) کلان و فربه شدن. ۲ - کلفت شدن ستبر گشتن. ۳ - ( اسم ) فربهی. ۴ - کلفتی ستبری ستبرا.

ویکی واژه

spessore
ضخامة
کلفت شدن، فربه شدن.
کلفتی، ستب

جمله سازی با ضخامت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساختمان ارگ دارای دیوارهای بسیار ضخیم و نفوذ ناپذیریست. بیشترین ضخامت دیوارها در دیوارهای بیرونی ارگ وجود دارد. در این دیوارها در قسمت بالا ناودان‌هایی سنگی جهت باران درست شده و نیز مزغل‌هایی جهت تیراندازی تعبیه شده‌است.

💡 اکسید آلومینیوم عایق می‌باشد و می‌تواند در مقابل ولتاژهایی از چند تا چندین هزار ولت به عنوان عایق عمل کند که کیفیت و کمیت آن به نوع آلیاژ و ضخامت لایه اکسیدی بستگی دارد

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز