ضخامت. [ ض َ م َ ] ( ع اِمص ) هنگفتی. تناوری. غلظت. غِلّت ( لهجه محلی قزوین ). کلفتی. ستبری: روباه ضخامت جثه بدید... ( کلیله و دمنه ).ستبرا. || ( مص ) کلان و فربه گردیدن. ( منتهی الارب ). تناور شدن. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ) ( مجمل اللغة ) ( دهار ). فخامة. بزرگ تن شدن. ( غیاث ) ( آنندراج ).
(ضَ مَ ) [ ع. ضخامة ] ۱ - (مص ل. ) کلفت شدن، فربه شدن. ۲ - (حامص. ) کلفتی، ستبری.
۱. ستبر شدن، کلُفت شدن، کلُفتی، ستبری.
۲. فربه شدن.
ستبروکلفت شدن، فربه شدن، کلفتی، ستبری، ستبرا
۱ - ( مصدر ) کلان و فربه شدن. ۲ - کلفت شدن ستبر گشتن. ۳ - ( اسم ) فربهی. ۴ - کلفتی ستبری ستبرا.
spessore
ضخامة
کلفت شدن، فربه شدن.
کلفتی، ستب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساختمان ارگ دارای دیوارهای بسیار ضخیم و نفوذ ناپذیریست. بیشترین ضخامت دیوارها در دیوارهای بیرونی ارگ وجود دارد. در این دیوارها در قسمت بالا ناودانهایی سنگی جهت باران درست شده و نیز مزغلهایی جهت تیراندازی تعبیه شدهاست.
💡 اکسید آلومینیوم عایق میباشد و میتواند در مقابل ولتاژهایی از چند تا چندین هزار ولت به عنوان عایق عمل کند که کیفیت و کمیت آن به نوع آلیاژ و ضخامت لایه اکسیدی بستگی دارد