صقالت
صقالت به معنای صیقل دادن است و در واقع به فرآیند بهبود و تصفیه اشاره دارد. در متون ادبی، به ویژه در شعر و نثر فارسی، به وضوح میتوان دید که این مفهوم به تجلی زیبایی و کمال در وجود انسان اشاره دارد. به عنوان مثال، در سندبادنامه، به طرز خاصی بیان میشود که جوهر وجود انسان در فرآیند صقالت و خالصسازی به حدی میرسد که به انعکاس زیباییهای او در چهرهاش میانجامد. این جمله نشاندهنده این است که وقتی انسان در تلاش است تا خود را به کمال برساند، نه تنها به زیبایی ظاهری دست مییابد بلکه عمق وجودش نیز به شکلی شگفتانگیز متجلی میشود. این نشان میدهد که زیبایی یک امر سطحی نیست، بلکه ناشی از خالصسازی درونی و تلاش برای تبدیل شدن به بهترین نسخه از خود است. در واقع، صقالت نمایانگر یک سفر روحانی و خودشناسی است که در آن انسان به درک عمیقتری از خود و زیباییهای درونیاش میرسد.
مترادفها
جلا، صیقل، درخشندگی
لغت نامه دهخدا
صقالت. [ ص ِ ل َ ] ( ع مص ) صیقل کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ): جوهر مظلم او در صقالت و صفوت بحدی می کشد که عکس نمای محاسن و صورکم فاحسن صورکم می گردد. ( سندبادنامه ص 52 ).
فرهنگ معین
(ص لَ ) [ ع. صقالة ] (اِمص. ) صیقل خوردگی.
فرهنگ عمید
زدودگی و جلا.
فرهنگ فارسی
( اسم ) صیقل خوردگی زدودگی.
ویکی واژه
صیقل خوردگی.
جمله سازی با صقالت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 منم آن آینه که از هر رنگ داده مهرت صقالت است مرا
💡 رخسار تو مرآت صقالت زده است مرآت صقیل را به زنگار مده
💡 گر نیستی صقالت رایت ز آه حلق بودی گرفته آینه آفتاب زنگ
💡 پس از انجام فرآیند طولانی و دشوار سنبادهزنی، صقالت و درخشش خاصی به سطح چوب پیدا کرد که جلوهای بسیار لوکس و زیبا به آن بخشید.
💡 برای دستیابی به صقالت مطلوب در جواهرات گرانبها، استادکار باید با دقت و ظرافت بسیار زیادی از ابزارهای مخصوص برای صیقل دادن آنها استفاده کند.
💡 صقالت سطح آینههای قدیمی به دلیل گذشت زمان و رطوبت کاهش یافته بود و نیاز به بازسازی و استفاده از مواد شوینده بسیار مخصوص داشت.