لغت نامه دهخدا
( صریحاً ) صریحاً. [ ص َ حَن ْ ] ( ع ق ) بطور صریح. آشکارا. رجوع به صریح شود.
( صریحاً ) صریحاً. [ ص َ حَن ْ ] ( ع ق ) بطور صریح. آشکارا. رجوع به صریح شود.
( صریحاً ) (صَ حَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) آشکارا.
۱. به طور واضح و آشکار.
۲. رک و پوست کنده.
به طور صریح آشکارا: صریحا به شما اخطار می کنم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمد سویلم یکی از شاعران نسل دوم (دهه شصت) مصر است که میراث گذشتگان نقش پررنگی در اشعار او دارد. مطالعه اشعار او نشان میدهد که بخش قابل توجهی از این میراث را میراث عرفاً تشکیل میدهد. در این میان، بررسی مجموعه شعری از او به نام «الشوق فی مدائن العشق» نشان میدهد که سویلم بهخوبی عطار و منطقالطیر او را میشناخته تا آنجا که به نام او صریحاً اشاره میکند و او را «قطب تصوف اسلامی» میخواند.
💡 در بسیاری از زبانهای برنامهنویسی، مانند سی، وقتی یک شیء از محدوده خارج میشود یا صریحاً دستور آزاد شدن دریافت میکند، اشارهگرهایی که به آن شیء اشاره میکنند تغییر نمیکنند.
💡 مطالعات حاکی از آن است که ارتباط دین و کاهش تنهایی به ویژه در میان سالمندان مشخص شدهاست. در قرن بیست و یکم، بسیاری از سازمانهای مذهبی شروع به تلاشهایی کردهاند که صریحاً بر کاهش تنهایی متمرکز شدهاند. چهرههای مذهبی نیز در افزایش آگاهی از مسئله تنهایی نقش داشتهاند؛ به عنوان مثال، پدر مقدس، پاپ فرانسیس در سال ۲۰۱۳ گفت که تنهایی در دوران پیری (به همراه بیکاری در جوانان) جدیترین شرهای عصر است.
💡 کمیته فدرال دومین ارگان قدرتمند حزبی است و به کلیه امور سیاسی و سازمانی که وظایف آن صریحاً برای کنگره حزب فدرال اختصاص نیافته، رسیدگی میکند. به همین دلیل آن را اغلب «کنگره حزب کوچک» مینامند.