لغت نامه دهخدا
شیرداغ. ( اِ مرکب ) جامه پیش باز آستین کوتاه. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( ازآنندراج ). || بالش زین. ( ناظم الاطباء ).
شیرداغ. ( اِ مرکب ) جامه پیش باز آستین کوتاه. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( ازآنندراج ). || بالش زین. ( ناظم الاطباء ).
شیری که دمای آن بالا رفته باشد و غلیان کند.
در گذشتههای دور شیرداغ موازی بود با سنگداغ.
💡 نسب آقای فیاضی مربوط خانواده جعفری از مردم شیرداغ ولسوالی مالستان است. شمال شیرداغ سیاه بغل و پیک، در غرب آن ولسوالی خاص ارزگان ولایت ارزگان، جنوب آن خاکران ولایت زابل و شرق آن پشی و جاغوری می باشند.[۱]