کلمه شلخته در زبان فارسی دارای دو معنی اصلی است:
بینظم و تنبل در کارها: در این معنا، شلخته به فردی اطلاق میشود که در انجام کارهایش نظم و ترتیب ندارد و به طور کلی کارهایش به صورت بیبرنامه و ناپخته انجام میشود. این واژه به افرادی اشاره دارد که در رفتار و کارهای روزمره خود دقت و توجه کافی ندارند و به نوعی تنبلی و بیتوجهی در آنها مشهود است. این صفت به ویژه برای زنان به کار میرود و میتواند به انتقاد از عدم نظم در زندگی شخصی یا حرفهای آنها اشاره داشته باشد.
نوعی لگد یا ضربه: در این کاربرد شلخته، نوعی ضربه یا لگد است که معمولاً با پشت پا به نشیمن شخصی زده میشود. این اصطلاح به معنای فیزیکی و غیررسمی ضربه زدن به کسی به کار میرود.
شلخته. [ ش َ / ش ِ ل َ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) لگد بر نشستگاه و نرمگاه. شلخت. ( از ناظم الاطباء ). لگدی باشد که مردم در وقت بازی کردن با پشت پای یا سر زانو بر نرمگاه و نشستگاه یکدیگر زنند و آنرا شلخت به حذف هاء نیز گفته اند و گاهی از روی قهر و غضب هم میزنند. ( برهان ) ( از آنندراج ). اردنگ. اردنگی. تی پا. زفکنه.
- شلخته زدن؛ اسن. کسع. زهکونی زدن. زفکنه زدن. سرچنگ زدن. اردنگ زدن. تی پا زدن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شلخت شود.
شلخته. [ ش َ/ ش ِ ل َ ت َ / ت ِ ] ( ص ) بی فکر. بی اندیشه. لاابالی. زنی که کارهای وی از روی نظم و ترتیب نباشد. زن ناکدبانو. ( ناظم الاطباء ). زنی که کارهایش بی نظم و ترتیب باشد. زن کاهل و لاابالی. ( یادداشت مؤلف ). بندرت ممکن است این صفت را در مورد مردان نامنظم و بریز و بپاش و شلوغ کن نیز بر زبان آرند. ( فرهنگ لغات عامیانه )
- امثال:
برای شلخته هافاطمه زهرا دو رکعت نماز کرده. ( امثال و حکم دهخدا ).
خدا یار شلخته هاست. ( امثال و حکم دهخدا ).
زن رضا شلخته است زنها همه چنینند. ( امثال و حکم دهخدا ).
( ~. ) (اِ. ) تیپا.
(شَ لَ تِ ) (اِ. ) (عا. ) زنی که کارهایش بی نظم و ترتیب باشد.
ویژگی کسی که کارهایش بی نظم وترتیب باشد، بیکاره و تنبل.
لگدی که با پشت پا به نشیمن کسی بزنند.
زن بیکاره وتنبل، زنی که کارهایش بی نظم وبی ترتیب
( اسم ) لگدی که با پشت پا به نشیمن کسی زنند تیپا.
(عا.)
trasandato
trascurato
زنی که کارهایش بی نظم و ترتیب باشد.
تیپا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مارتین امیس در مورد نثر او گفته است که نثر ریموند چندلر در برابر نثر لئونارد، نثر شلختهای است.
💡 داستان این فیلم دربارهٔ «پدرام آرام» وکیل پایه یک دادگستری است که با دختر شش سالهاش «تکتا» در یک برج ۲۱ طبقه زندگی میکند. «پدرام» بسیار شلخته، حواسپرت و نامنظم است و همیشه روزهای دوشنبه و سهشنبه را اشتباه میگیرد. «گلشید» ۳۰ ساله با پسرش «مانی» شش ساله به صورت موقت، آپارتمان طبقهٔ بالای پدرام را اجاره میکنند. «گلشید» قصد مهاجرت به آلمان را دارد.