شخانه

لغت نامه دهخدا

شخانه.[ ش ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) تیر شهاب. رجوع به شهاب شود.
شخانه. [ ش َ ن ِ ] ( اِ ) ماده ای مانند شخار که در رنگرزی بکار برند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(شَ نَ یا نِ ) (اِ. ) شهاب.

فرهنگ فارسی

شهاب، شهاب ثاقب، تیرشهاب
( اسم ) ۱ - شهاب شهاب ثاقب. ۲ - سنگی که از محیط خارج از فضای زمین بر زمین ساقط شود.
تیر شهاب

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:شهاب

ویکی واژه

شهاب.

جمله سازی با شخانه

💡 ادب پروردهٔ تسلیم دیرستان انصافم دل آتشخانه‌ای دارد که می‌باید پرستیدن

💡 نجم‌آبادی از جمله اعضای نخستین فراموشخانه ایجاد شده در ایران بود.

💡 برهمن کیشم، که صدقم طعنه بر اصحاب زد طاق آتشخانه ام صد خنده بر محراب زد

💡 شعله در هر جا برافروزد پر و بال من است چون سمندر باشد از طفلی در آتشخانه ام

💡 شهرستان شیروان به سه بخش (بخش مرکزی، بخش سرحد، بخش قوشخانه) تقسیم می‌شود.