شب کور

لغت نامه دهخدا

شبکور. [ ش َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سوسن ایذه شهرستان اهواز. دارای 330 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).، شب کور. [ ش َ ] ( ص مرکب ) آنکه به شب هیچ نبیند. أعشی. کسی که در شب چشمش نبیند. ( فرهنگ نظام ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به شب کوری شود. || ( اِ مرکب ) خفاش. شب پره.

فرهنگ معین

( ~. ) (اِمر. ) ۱ - کسی که شب جایی را نبیند. ۲ - خفاش.

فرهنگ عمید

۱. ویژگی آن که در شب جایی را نبیند.
۲. (اسم ) (زیست شناسی ) = خفاش

فرهنگ فارسی

۱ - کسی که شب جایی را نبیند. ۲ - خفاش.

فرهنگستان زبان و ادب

{nyctalope} [پزشکی] فرد مبتلا به شبکوری

ویکی واژه

کسی که شب جایی را نبیند.
خفاش.

جمله سازی با شب کور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کژرو و شب کور و زشت و زهرناک پیشهٔ او خستن اجسام پاک

💡 یکی امشب مرا فرمان کن ای ویس که امشب کور گردد چشم ابلیس

💡 می‌نبینی از آنکه شب کوری روز چون عقل ابلهان عوری

💡 نبیند آفتاب روی جانان چشم کوته‌بین که عاجز باشد از دیدار چشم مرغ شب کورش

💡 شباهنگ فلک در گور مانده چراغ آسمان شب کور مانده

💡 شاد باش ای مهتری کز فضل تو در نیم شب کور مادرزاد خواند نقش بر انگشتری