شاخی

لغت نامه دهخدا

شاخی. ( ص نسبی، اِ ) منسوب به شاخ. ( ناظم الاطباء ). از جنس شاخ: دگمه ٔشاخی؛ که از شاخ یا مانند آن تراشیده است. || شنه. شانه خرمن افشانی. چوبی باشد سه شاخه و دسته ای هم دارد که دهقانان با آن غله کوفته شده را بر باد دهند تا دانه از کاه جدا شود. ( برهان قاطع ).

فرهنگ فارسی

۱ - منسوب به شاخ قرنی. ۲ - چوبی سه شاخه و دسته دار که دهقانان غله کوفته شده بدان بر باد دهند تا دانه از کاه جدا گردد
منسوب بشاخ یا شنه شانه خرمن افشانی

دانشنامه عمومی

شاخی (روسیه). شاخی ( به لاتین: Shakhi ) یک منطقهٔ مسکونی در روسیه است که در سرزمین آلتای واقع شده است.

جمله سازی با شاخی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فراز هر سر شاخی گل وجود تو را ز یادت است چو بلبل هزار مدح سرای

💡 پرستنده راگفت خورشید فش که شاخی گهر زین کمر بازکش

💡 کزان بیخ برکنده فرخ درخت ازین‌گونه شاخی برآورد سخت

💡 بدو گفت کآری فرودم درست ازان سرو افگنده شاخی برست

💡 جوانی دید همچون شمعِ مجلس بدست آورده شاخی چند نرگس

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز