در حوزه مالی و سرمایهگذاری کلمه سهام به معنای واحدهای مالکیت در یک شرکت یا بنگاه اقتصادی است که نمایانگر سهم هر فرد یا نهاد در داراییها و سود آن شرکت میباشد. افراد به نسبت تعداد سهامی که در اختیار دارند، مالک بخشی از شرکت محسوب میشوند و این مالکیت به آنها حق مشارکت در تصمیمگیریهای شرکت، دریافت سود سهام (که به صورت دورهای توزیع میشود) و حق رای در مجامع عمومی شرکت را میدهد.
مثال:
سهام عدالت نوعی سرمایهگذاری است که دولت ایران از سال ۱۳۸۴ برای کمک به اقشار کمدرآمد و خصوصیسازی شرکتهای دولتی ایجاد کرد. در این طرح، بخشی از سهم شرکتهای بزرگ دولتی به افراد نیازمند واگذار شد تا هم مالکیت مردم در اقتصاد افزایش یابد و هم درآمد و ثروت بهتر توزیع شود.
سهام. [ س َ ] ( ع اِ ) شدت حرارت تابستان. ( غیاث ) ( آنندراج ). باد گرم و شدت گرما و افروختگی آن. ( منتهی الارب ). باد گرم. ( مهذب الاسماء ). || لعاب شیطان و آن تار عنکبوت مانندی است که از هوا فرودآید در سختی گرما و نیست شود. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
سهام. [ س َه ْ ها ] ( ع ص ) تیرانداز. ( غیاث ) ( آنندراج ). کمانکش. کماندار. تیرانداز. ( ناظم الاطباء ).
سهام. [ س ِ ] ( ع اِ ) ج ِ سهم،به معنی تیر. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( دهار ):
هست سهام تو در دو دیده حاسد
گویی کز خواب کرده اند سهامت.مسعودسعد.بر شق سهام و مشق سنان و حسام صحایف عمر آن مخاذیل تباه و سیاه گردانید. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || ج ِ سهم، به معنی حصه. بهره.
سهام. [ س ُ ] ( ع اِمص ) لاغری و باریکی. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || تغییر چهره. ( غیاث ) ( آنندراج ). تغییر رای. ( منتهی الارب ). || بیماری شتر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).، سه ام. [ س ِ اُ ] ( عدد ترتیبی، ص نسبی ) سوم. سیم: جواب سه ام آن است که... ( ابوالفتوح رازی ). پس علی روز سه ام [ بعد از ضربت عبدالرحمن ملجم ] از جهان بیرون رفت. ( مجمل التواریخ و القصص ).
(س ) [ ع. ] (اِ. ) جِ سهم، تیرها.
( ~. ) [ ع. ] (اِ. ) جِ سهم. ۱ - نصیب ها. ۲ - برگه هایی مبنی بر شریک بودن در سرمایة کارخانه یا شرکت.
۱. = سهم٢
۲. (اقتصاد ) برگۀ بهادار از سرمایۀ یک کارخانه یا شرکت.
( اسم ) جمع سهم ( متداول در فارسی ) ۱ - نصیب ها حظ ها. ۲ - تعداد برگه های شرکت در کارخانه و جز آن. یا صاحب ( دارنده ) سهام. کسی که دارای چند سهم از یک شرکت بانک و غیره باشند.
لاغری و باریکی تغییر چهره
در مرحله سه در مرتبه سه سیم.
اسم: سهام (پسر) (عربی) (تلفظ: sahām) (فارسی: سَهام) (انگلیسی: saham)
معنی: سهم ها، بهره ها، تیرهای کمان، نصیب ها، قسمت ها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای کمر آسمان بسته به خم کمند وی جگر اختران خسته به زخم سهام
💡 بندی چو در ثبات حیات وی از دعا زه در کمان مباد و خطا در سهام تو
💡 شعبه مرکزی این بانک در شهر استانبول، ترکیه قرار دارد و بخشی از سهام آن در بازار بورس استانبول معامله میشود.
💡 شرکت آلومینیوم چین در سال ۲۰۰۱ تأسیس شد و اکنون دومین تولیدکننده آلومینیوم اکسید در جهان میباشد. شرکت آلومینیوم چین مالک ۹ درصد از سهام شرکت ریو تینتو (دومین شرکت استخراج معادن جهان) میباشد.
💡 مزاج را به سهام ار دهد قضا نرود به زور بازوی سهمافکنان برون ز کمان
💡 شرکت اِساِم انترتینمنت در سال ۱۹۸۹ توسط لی سو-مان سهامدار اصلی و پرودویر اصلی کمپانی تأسیس شد. مدیران فعلی این کمپانی تاک یونگجون و لی سونگ سو (برادر زاده لی سومان)هستند. دفتر مرکزیِ شرکت در ناحیه گانگنام شهر سئول قرار دارد و سهام آن در بازار بورس کره معامله میشود. درحال حاضر بیشترین سهام را لی سو مان با ۱۸ درصد معادل حدودا ۲۲۰ میلیارد وون در اختیار دارد.