سنب

سنب

به معنی سم و سوراخ‌کننده: یکی از اصلی‌ترین معانی کلمه سنب، سم چارپایان است. این واژه در متون قدیمی فارسی و فرهنگ‌های لغت مانند دهخدا، برهان و آنندراج برای اشاره به پای چهارپایان استفاده شده است. همچنین در ترکیب با واژه‌های دیگر، این کلمه به معنای سوراخ‌کننده نیز به کار می‌رود؛ مانند «آهن سنب» که به وسیله‌ای گفته می‌شود که سوراخ یا حفر می‌کند.

به معنی خانه زیرزمینی و آغل: سنب در برخی متون به خانه زیرزمینی یا پناهگاه نیز اشاره دارد که معمولاً در کوه و صحرا ساخته می‌شد تا درویشان یا گوسفندان در آن استراحت کنند. این نوع خانه‌ها در منابع قدیمی گاهی با نام‌های «سم»، «سمچ» یا «سمنچه» نیز یاد شده‌اند و کاربرد آن‌ها بیشتر برای حفاظت و خوابیدن بوده است.

به معنی اسب تیزقدم و مفهوم مجازی: در برخی منابع مانند آنندراج و منتهی‌الأرب، این واژه همچنین به اسب بسیاررو و تیزقدم اشاره دارد و جمع آن «سنوب» است. علاوه بر این، در برخی متون ادبی و شعر کلاسیک، سنب به مفاهیم مجازی مانند سخت‌آزمندی و تلاش فراوان هم نسبت داده شده است. این نشان می‌دهد که این واژه علاوه بر کاربردهای مادی، در زبان فارسی بار معنایی استعاری و ادبی نیز دارد.

لغت نامه دهخدا

سنب. [ سُمْب ْ ] ( اِ ) سم چارپایان. ( برهان ) ( جهانگیری ). سم ستور. ( آنندراج ). || گرد باشد که از سنب ستوربرآید. ( تفسر ابوالفتوح ). || پای که به عربی رِجل خوانند. ( برهان ) ( جهانگیری ) ( فرهنگ رشیدی ) و ( آنندراج ). پای. رِجل. ( ناظم الاطباء ):
ما ببوش و عارض و طاق و طرنب
سر کجا که خود همی ننهیم سنب.مولوی. || ثقبه. سوراخ. ( ناظم الاطباء ). || خانه زیرزمین را گویند که در کوه و صحرا جهت درویشان و خوابیدن گوسفندان کنند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). خانه زیرزمین که او را سم و سمچ نیز گویند. ( فرهنگ رشیدی ). خانه زیرزمین که آنر سمنچه نیز گویند. ( آنندراج ). || ( نف ) سوراخ کننده. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ):
عزم تو کشورگشای خشم تو بدخواه بند
رمح تو پولادسنب تیغ تو جوشن گذار.فرخی ( از جهانگیری ).|| ( اِ ) مثقب؛ پرماه. مته. ( ناظم الاطباء ).
سنب. [ سَمْب ْ ] ( ع اِ ) روزگار و پاره ای از روزگار. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
سنب. [ س َ ن ِ ] ( ع ص ) اسب بسیاررو و تیزقدم. ج، سنوب. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || سخت آزمند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(سُ ) (اِفا. ) در ترکیب به معنی «سنبنده » (سوراخ کننده ) آید. ۱ - (اِ. ) سم چارپایان. ۲ - خانة زیرزمینی جهت درویشان. ۳ - آغل گوسفندان، سمج.

فرهنگ عمید

۱. = سنبیدن
۲. سنبنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): آهن سنب، پولادسنب.
۳. (اسم ) سوراخ.
۴. (اسم ) آغل زیرزمینی.
۵. (اسم ) = سُم

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) در ترکیب به معنی سنبنده ( سوراخ کننده ) آید: آهن سنب. ۲ - ( اسم ) سم چارپایان. ۳ - خانه زیر زمینی جهت درویشان سمج. ۴ - آغل گوسفندان سمج.
اسب بسیار رو و تیز قدم. سنوب جمع.

ویکی واژه

آید.
سم چارپایان.
خانة زیرزمینی جهت درویشان.
آغل گوسفندان، سم

جمله سازی با سنب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر قدر در موج سنبل چشمه طوفان می کند نیست از چشم تر عاشق پریشان خواب تر

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز