سریرت

لغت نامه دهخدا

سریرت. [ س َ رَ ] ( ع اِ ) راز و آنچه نهان کرده شود ودر مجاز به معنی خصلت و طبیعت. ( غیاث اللغات ). سریرة: سلطان بر سریرت و غور مکر و خدیعت او وقوف یافت. ( ترجمه تاریخ یمینی ). خلوص اعتقاد او در موالات دوست و نصوح سریت و سریرت او در مطاوعت حضرت عرض داد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). رجوع به سریرة شود.
سریرة. [ س َ رَ ] ( ع اِ ) راز. ( منتهی الارب ) ( دهار ). راز و آنچه پنهان کرده شود، سرائر جمع آن است. ( آنندراج ). نهان. ( مهذب الاسماء ). || بمجاز معنی خصلت و طبیعت. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(سَ رَ ) [ ع. سریرة ] (اِ. ) ۱ - راز. ۲ - باطن، نیت. ج. سرائر.

فرهنگ عمید

نیت، باطن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آنچه که مخفی کنند راز سر. ۲ - باطن نیت جمع سرائر ( سرایر ).

ویکی واژه

سریرة
راز.
باطن، نیت.
سرائر.

جمله سازی با سریرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت هرکس سداد و سیرت او وآن ورع و آن نکو سریرت او

💡 ابن سماک صوفئی را گفت: اگر جامه ای که بر تن دارید، موافق سریرت شماست، دوست همی دارم که مردمان بر آن آگه شوند و اگر نیست. وای بر شما که هلاک شدید.

💡 مگر که گه گه یک پایه زیرتر آیی که عرش زیر سریرت نهاده پیشانی

💡 چو نمییابم صفا از صفه نه طاق تو با من صوفی سریرت ماجرا تا کی کنی

💡 علیکم سلامی من صمیم سریرتی فانی کقلبی او سلامی لائب

💡 خلق بصورت قوی و خُلق بسیرت‌ دین بسریرت قوی و مُلک بسلطان‌

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز