سخت سر

لغت نامه دهخدا

سخت سر. [ س َ س َ ] ( اِخ ) اسم قدیم رامسر است. رجوع به رامسر شود.

فرهنگ معین

( ~. سَ ) ۱ - (ص مر. ) استوار. ۲ - لجوج. ۳ - (اِ. ) نام قدیم رامسر.

فرهنگ عمید

۱. سرسخت، جان سخت، پرطاقت.
۲. لجوج.

فرهنگ فارسی

نام سابق رامسر.
( صفت ) ۱ - پایدار. ۲ - استوار. ۳ - خیره سر.
اسم قدیم رامسر است

ویکی واژه

استوار.
لجو
نام قدیم رام

جمله سازی با سخت سر

💡 «در حدود العالم آمده که ویمه و شلنبه دو شهرست از حدود کوه دنباوند و اندر وی تابستان و زمستان سخت سرد بود و ازین کوه آهن افتد. (حدود العالم. ص ۱۴۷)»

💡 در گذشته خانه‌های سخت سر مانند خانه‌های دیگر روستاهای گیلان و مازنداران بسیبار ساده و معمولاً با سنگ و چوب و گل ساخته می‌شده و لت پوش و دارای شیروانی بوده‌است.

💡 به کام من شده ای سخت سرگران با غیر برغم غیر به من خوب مهربان شده ای

💡 زانکه مرا کره‌ایست تند و زنخ سخت سرکش و بدخو میانهٔ گله‌زاده

💡 صحبت مرده‌دلان سخت سرایت دارد آب‌گوهر همه وقت است به زندان صدف

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز