ستایشگری

مترادف‌ها

ستایش، تمجید، تکریم، پرستش

متضادها

نکوهشگری، مذمت، سرزنش

لغت نامه دهخدا

ستایشگری. [ س ِ ی ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) حمد و عبادت و دعا. ( ناظم الاطباء ). عمل ستایشگر:
چو آمد بنزدش زمین بوسه داد
ستایشگری را زبان برگشاد.فردوسی.ای آنکه در ایام ستایشگری تو
صوفی شمرَد عیب نگهبانی دم را.عرفی ( از آنندراج ).رجوع به ستایشگر شود.

فرهنگ فارسی

حمد و عبادت و دعا. عمل ستایشگر.

دانشنامه عمومی

ستایشگری یا هوگویی[ نیازمند منبع] ( Eulogy ) ( از εὐλογία، eulogia، یونانی کلاسیک، پیشوند eu برای "خوش"، "خوب" یا "راستین" در اوستایی "هو"، و پسوند logia برای "گفتن"، "واژه ها" یا "بافه"، باهم دیگر برای "ستایش" ) سخنرانی یا نوشتاری در ستایش کسی یا کسانی یا چیزهایی است، به ویژه یکی که به تازگی مرده یا بازنشسته شده یا به عنوان یک اصطلاح ابراز علاقه.
ستایشگری معمولاً توسط یک هموند خانواده یا یک دوست خانوادگی نزدیک در مورد کسی که مرده ادا می شود. برای ستایش از یک فرد زنده که در مواردی مانند بازنشستگی داده می شود، یک همکار ارشد شاید بتواند آن را ادا کند.

جمله سازی با ستایشگری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حیف بود سفتن لعلی چنین جز بستایشگری رکن دین

💡 گفت معشوقم آن که جانم داد در ستایشگری زبانم داد

💡 فرستاد پیش ارسطو کسی ستایشگری کرد با او بسی

💡 آرایشی بود به ستایشگری چو من در بزم و مجلس تو به نوروز و مهرگان

💡 پدر را کنم گر ستایشگری امیدم که حق باشدش مشتری

💡 در بسیاری از متون ادبی کلاسیک، شاعران با استفاده از کلمات فاخر و توصیفات پر از احساس، به ستایشگری بزرگان و پادشاهان عصر خود در اشعارشان می‌پرداختند.

💡 مراسم برگزاری جشن‌های ملی اغلب با کلمات پرشور و ستایشگری از قهرمانان و ملت انجام می‌شود تا روحیه اتحاد و افتخار در میان مردم تقویت گردد.

💡 مذهب و معنویت در جوامع مختلف، ریشه در سنت‌های دیرین ستایشگری و سپاسگزاری از خالق هست که باعث ایجاد آرامش روانی عمیق در قلب انسان‌ها می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران