سبک سنگ

لغت نامه دهخدا

سبک سنگ. [س َ ب ُ س َ ] ( ص مرکب ) مرد سبکسار و بی ته و بی وقار و کم قیمت. سبکسر. ( آنندراج ) ( برهان ). جلف:
پیری که بسالی سخن خام نگوید
باشد برِ او خام و سبک سنگ و سبک سار.فرخی. || آنچه یا آنکه وزنش کم باشد. کم وزن. سبک وزن:
چو یاقوت باید سخن بی زبان
سبک سنگ لیکن بهایش گران.ابوشکور.لعل با تیغ تو خزف رنگی
کوه با حلم تو سبک سنگی.نظامی ( هفت پیکر ص 30 ).

فرهنگ معین

( ~. سَ ) (ص مر. ) ۱ - بی وقار. ۲ - بی قیمت.

فرهنگ عمید

۱. سبک وزن، کم وزن، خفیف.
۲. [مجاز] خوار.
۳. [مجاز] بی وقار.
۴. [مجاز] کم قیمت.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کم وزن. ۲ - بیوقار بی تمکین. ۳ - بی قیمت بی ازر.

ویکی واژه

بی وقار.
بی قیمت.

جمله سازی با سبک سنگ

💡 از سبک سنگی عزمش گر زمین یابد اثر آسمان وش با گرانی باعث دوران شود

💡 پیری که بسالی سخنی خام نگوید باشد بر او خام و سبک سنگ و سبکسار

💡 ز بالای تخت اندر آمد به خاک سبک سنگ ازو بخت برگشته پاک

💡 ولی مشکل که چون آنجا فتد جنگ ز فرتوتی خود گردم سبک سنگ

💡 سنگ دندان پریشان سخنان است وقار وای بر آن که سبک سنگ نماید خود را

💡 بر صبر کنند امرم مخلوق و عجب دارم در عقل سبک سنگی با عشق شکیبایی

افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز