کبک گر

لغت نامه دهخدا

کبک گر. [ ک َ ک ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ( مرکب از کبک + گر بمعنی کوه ). پرنده ای است که آن را به عربی دراج گویند. ( برهان ). دراج. ( ناظم الاطباء ). پرنده یی چون کبوتر بسیار خوش گوشت. ( یادداشت مؤلف ). کبک کو. کبک کوه. کرک کوه. کبک دری. رجوع به کبک کو شود.

فرهنگ فارسی

پرنده ایست که آنرا بعربی دراج گویند

جمله سازی با کبک گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باز شکار جوی قوامی ندیده ای؟ شاهین عشق کبک دلت را چنان گرفت

💡 گشتست دلم چو کبک جانباز زلفین تو همچو باز کین توز

💡 برای دومین دههٔ متوالی، بریتیش کلمبیا بالاترین نرخ رشد استان‌ها را تجربه کرد، در حالی که کبک بیشترین تعداد ساکنان جدید را جذب کرده بود. فقط ساسکاچوان که تحت تأثیر رکود بزرگ و داست بول قرار داشت، کاهش جمعیت را تجربه کرد.

💡 سن-رمون (به فرانسوی: Saint-Raymond) شهرکی در منطقه شهری پورتنوف ناحیه کاپیتل-ناسیونال در استان کبک کانادا است. در سرشماری سال ۲۰۱۱ این شهرک ۹٬۲۹۸ نفر جمعیت داشته‌است و مساحت آن ۶۸۴٫۶۵ کیلومتر مربع است.

💡 دهه ١٣٢٠ انجام اصلاحات پولی از سوی کبک خان.

💡 همان ز خنده من کوهسار پرشورست چو کبک دانه روزی مرا اگر سنگ است

آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز